سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
81
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
( دمشق ) فراخواند و استقبال شايانى از وى به عمل آورد و او را هنگامى كه به سال 98 ق عازم حجاز بود ، مسموم كرد . چون ابو هاشم مرگ خود را نزديك ديد متوجه حميمه شد ؛ جايى كه محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس مقيم بود ، و به او گفت : « اى پسر عمو مرگ من فرارسيده ، اينك نزد تو آمدم و اين وصيت پدرم به من است و در آن آمده كه امر امامت به تو و فرزندانت مىرسد ، و نيز در آن ، زمان قيام و علايم فرارسيدن آن و آنچه شايسته است شما انجام دهيد ، سفارش شده است . » سپس گفت : « سفارش مىكنم ، به شيعيان نيكى كنى ، آنان داعيان و ياران تو مىباشند ، ايشان را محرم خود بدان كه من آنان را به محبت و دوستدارى خاندانت سخت آزمودهام . » « 1 » منابع تاريخى متقدم ، يادآور مىشوند كه ابو هاشم ، محمد بن على را از اسرار دعوت هاشمى ، كه خود نزديك پانزده سال حامل آن بود ، آگاه كرد و او را به راهكارهاى استمرار دعوت آشنا كرد و اسامى داعى الدعاتش در كوفه و ديگر داعيان كيسانى را بر او آشكار نمود و نامههايى را كه به شيعيان و يارانش در عراق و خراسان نگاشته بود در اختيارش نهاد كه در آن ، شيعيانش را از نزديكى مرگ خود خبر مىداد و اينكه امر دعوت را به محمد بن على عباسى و پس از وى به فرزندانش واگذار كرده است . ابو هاشم در اين نامهها از شيعيانش خواسته بود كه متوجه محمد بن على عباسى شوند ، او را بشناسند و اوامرش را اجابت كنند . « ازاينرو ، امامت به خاندان عباسى منتقل شد . » « 2 » بررسى قضيه ميراث كيسانيه در ترازوى تاريخ اين خلاصهاى بود از آنچه منابع تاريخى قديمى ذكر كردهاند . اما مورخان متأخر در تعليقات خود بر اين رويداد مهم تاريخى ، دچار اختلاف شدهاند . ولهاوزن در كتاب خوارج
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 40 . ( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 126 . همچنين ر . ك : طبقات ابن سعد ، ج 5 ، ص 240 - 241 / تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 40 / مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 292 / ابن قتيبه ، الأمامة و السياسة ، ج 2 ، ص 7 / همو ، المعارف ، ص 95 .